دکتر سید مهران فلاح چای
مصاحبه با دکتر سید مهران فلاح چای – متخصص پروتز

خودتون رو لطفا معرفی کنید

به نام خدا مهران فلاح چای هستم ورودی 86 دندانپزشکی دانشگاه گیلان که به طور مستقیم رفتم برای رزیدنتی سال 93 تا سال 96 که ما برد تخصصی رو دادیم که در برد تخصصی رتبه یک سال 1396 شدم.

چرا دندانپزشک شدید؟

خواهرم پزشک بود و اصرار داشت که نیایم پزشکی و منم پزشکی نزدم و رفتم دندانپزشکی و دید خاصی هم نداشتم،بعد که رفتم دندانپزشکی دیدم روحیاتم هم بیشتر به همین میخوره. و کار درستی بود

و چرا پروتز؟

در مورد پروتز هم که از ابتدا که دندانپزشکی رو شروع کردم و وارد کلینیک شدم و چون پروتز وسعتش خیلی زیاده و در درمان های دندانپزشکی درمان های زیادی رو شامل میشه . دست آدم بازه و در واقع اون آفرینش هنر و زیباییش از بقیه رشته ها از نظر خودم بیشتر بود. بخاطر همین تمایل بیشتری پیدا کردم به پروتز ولی هنوز تصمیم صد درصد نگرفته بودم و بعد از اینکه شروع کردم به خواندن برای رزیدنتی از بین رشته ها به یکی دو تا رشته بیشتر علاقمند شدم بعد در نهایت پروتز انتخاب نهاییم بود.

رتبه اول برد شدن چطور بود؟

خیلی چیز عجیبی نیست و هر کس که به نظرم بخونه میتونه نتیجه قابل قبول بگیره. همانند امتحان رزیدنتی.من یکی از انگیزه هام برای رتبه برد شدن این بود که خودم بتونم محل طرحم رو انتخاب کنم چون آنهایی که رتبه برد میشن میتونن محل طرح تعهد شون رو انتخاب کنند که خداروشکر تونستم گیلان رو خودم انتخاب کنم وگرنه مثل سربازی خود وزارت خونه تصمیم میگیره بوشهر بری یا زاهدان بری و یا …

به همین ترتیب ما تونستیم این کار را انجام بدیم. در دانشگاه تهران بودن خیلی موثره در اینکه ما بتونیم راحت تر رتبه بیاریم از نظر اینکه اونجا کیفیت تدریس به مراتب خیلی بالاتره و امکاناتشون خیلی بالاتر و به روز تره و برای کسایی که میخوان در امتحان برد شرکت کنند به مسائل اشراف بهتری دارند.و به نسبت دانشکده های دیگه هیئت علمی جوانتری دارد و اوضاع احوال بهتری داده.

دکتر سید مهران فلاح چای

با توجه به تجربیات اونجا قصد سیستم سازی اینجا رو ندارین؟

سیستم سازی نیازمند اینکه شما بدونید برای یک مدت طولانی در اونجا ماندگار هستید ولی خب ما خیلی الگو برداری از مراکز خوب انجام میدیم ، تمام اساتیدی که در اونجا بودند نحوه تدریس برنامه ریزی های درسی و… در واقع دانشگاه گیلان طوری شده که الان بچه ها بیشتر جوان هستند و همراه با پیشکسوت ها تونستیم برنامه های درسی رو بیشتر شبیه کنیم به دانشکده های مدرن ولی خب کار خیلی زیاده چون انها امکاناتشون بیشتره و مسئله اصلی اینکه بودجه و امکانات ما در حدی نیست که بخواییم مثل انها رفتار کنیم بنابراین مجبوریم یکسری چیزهارو نادیده بگیریم.

مسائل مالی فکر می کنید چند درصد تاثیر داره؟

مسائل مالی حداقل هشتاد درصد تاثیر داره. ما واقعا در مضیقه هستیم و امکانات ما کم است. هرچقدر هم که بگن بودجه مهم نیست و شما با انگیزه پیش برین اصلا همچین چیزی امکان پذیر نیست. رشته دندانپزشکی خیلی وابسته به مواد و تجهیزات و وسایله. اینکه ما بگیم انگیزه زیاده و با تلاش و کوشش بتونیم انجام بدیم اینطور نیست ولی حالا انشالله که از این وضعیت بیایم بیرون، خصوصا پروتز و اینکه ما رشتمون الان رزیدنت هم گرفته و چندین ساله رزیدنت دارم دستیاران هم باید با امکانات روز و وسایل جدید آشنا شن. خوشبختانه بخش پروتز یک سرویس دهی تقریبا معقولی دارن که تازگی تونستیم از طریق رایزنی هایی که انجام شد توسط آقای دکتر نشاندار و دانشکده هم که محبت کرد تونستیم اسکنر دیجیتال بگیریم. و کم کم داریم پیشرفت میکنیم. ولی در حالی که دانشگاه تهران شاید سه سال پیش اسکنر را گرفته باشد ولی همینم که ما الان گرفتیم پیشرفته. الان از نظر مواد جزئی حتی در مضیقه هستیم حتی مواد قالب گیری حتی وسایل کوچک دیگر که البته فقط مختص دانشگاه گیلان نیست و این مسئله را در کل کشور و حتی در کار خصوصی هم داریم ،حالا یک مسئله کمبود بودجه است و یک مسئله کمبود مواد و مسئله دیگر اینکه هزینه ی مواد چندین برابر شده ورودی دانشجو ها چندین برابر شده. زمانی که ما دانشگاه گیلان بودیم بیست و چهار نفر بود ، الان شده پنجاه نفر خب مدیریت این تعداد دانشجو با بودجه دانشگاه گیلان قاعدتا کار بسیار سختیه که بتونین با این بودجه به این همه دانشجویان سرویس بدین مضاف بر اینکه حالا رزیدنت ها هم اضافه شدند. که اونها به مراتب وسایل و تجهیزات خیلی پیشرفته تر میخوان که خیلی متفاوته.

یک رقابت همراه با رفاقتی داشتین با آقای دکتر هندی توضیح میدین؟

منو امیر با هم دوست خیلی صمیمی هستیم و در واقع با همدیگه خوندیم و از همه چیز همدیگه خبر داریم. مثلا من میدونم بیماراش کیه اون میدونه بیمارای من کیه. مشورت میکنیم تو کار درمانی و اصلا نمیتونم بگم رقابت و بیشتر رفاقته.

بیشترین مشکلاتی که در رشته ی تخصصیتون باهاش رو به رو میشین کدومه؟

مواد و وسایل و هماهنگی با لابراتوار ها. ولی نه اینکه مقصر لابراتورا باشند،در واقع هماهنگی نیاز به زمان داره بخصوص ما هایی که جوان تر هستیم باید تجربه ی بیشتری کسب کنیم و نحوه ی ارتباط با لابراتور ها و چندین لابراتوار خوب پیدا کنیم و بتونیم باهاشون هماهنگ شیم ، این پروسه تا شکل بگیره و این هماهنگی تا شکل بگیره نیاز به زمان زیادی داره خب ما همه استرس زیادی داریم از این بابت ، از طرفی دیگر هم کار پروتر انتهایی ترین کاره یعنی خط آخره و مریض فقط اونو میبینه یعنی ایمپلنت گذاشته میشه حالا به هر دلیلی ممکنه استخوان موجود نباشه یا زاویش یک مقدار اینور اونور باشه یا حالا یک اندویی انجام بشه شاید کیفیتش خوب باشه ولی دندون دندون خوبی نبوده در انتها هر مشگلی پیش بیاد بیمار میگه تو دست زدی. اصلا امکان نداره که بیاد بگه جراحم خوب نبوده، آخرین کار را میبینند و هر چقدرم اوضاع قبل کار خراب باشه باز بیمار میاد جلو آیینه میگه این دندان یکم کجه یا صافه.

بیشتر با کدوم رشته ها در ارتباطین؟

با جراحی با پریو با اندو. یکی از دلایلی که پروتز رو خیلی دوست دارم همینه که وسعتش زیاده و با همه یه جورایی درگیره.

چالش برانگیز ترین درمان؟

یکسری مسائل هست که چالش روحی روانی داره و یکسری مسائل هست که چالش فیزیکی داره.

روحی روانیش بیمار های استتیک هستند که تقاضای استتیک دارند. مثل بیماران لمینیت. چون بیماری که میاد لمینیت کنه صد درصد زیبایی رو میخواد. در اینجا ما چلنج روحیمون از همان ابتدا شروع میشه تا انتهای کار که بفهمیم آیا بیمار راضیه یا نه چون ممکنه بهترین کارم رو انجام داده باشم ولی از دید بیمار زیبایی به یک چیز دیگه تعبییر بشه.

از نظر کارهای روتین اگه بخوایم بگیم، چالش بر انگیز ترین کار اون چیزی که خیلی وقت گیره مثل پروتز های متحرک که هم فالوآپ بیمار مهمه و بیمارانی که سن بالاتری دارند و سازش پذیریشون کمتره و روحیات خاص خودشون رو دارند و یک خورده مدیریتشون سخت تره. و بحث بوردر مولد هم که میشه بیشترین انرژی رو از ما میگیره ولی اونم زیبایی خاص خودش رو داره. بخصوص آخر درمان که کار رو تحویل میدیم و بیمار راضی باشه تمام خستگی از تن آدم در میره.

  بیشر کدام درمان را دوست دارین؟

ایمپلنت ولی خب دردسرسازترین درمان هم هست. چون لابراتوار نقش مهمی داره و از آن طرف ایمپلنت خیلی حساسه ما داریم درمان ها را انجام میدیم ولی اینکه ببینیم در طولانی مدت چی میشه.ایمپلنت درمانیه که به نظر من بیشترین عوارض رو در بین تمام درمانها داره و باید بسیار ازش بترسیم چون ممکنه با اینکه فالوآپ های مختلف میذاریم مثلا ده سال دیگه یک مسئله ای پیش بیاد. از طرفی بیمار هم ایمپلنت رو یک چیز مادام لعمر میبینه.

 ماده یا ابزاری که خیلی دوست دارید چیه؟

مواد قالب گیری افزایشی. که البته با ظهور اسکنر ها فکر کنم مواد قالبگیری کم کم کنار برن و جایگزین بشن. ولی در حال حاضر هشتاد درصد کار ها با مواد قالبگیری انجام میشود.

معمولا تکنولوژی در زمینه های مختلف به یک حدی میرسه که ناگهان سرعت پیشرفتش کم میشه.

خوب شرایط تورم و قیمت در کشور ما متفاوته. و ما معمولا کمی با پیشرفت مقاومتی از خودمون نشون میدیم. ولی بالاخره مقاومت یک جایی شکسته میشه

یکسری مواد قالبگیری هست مخصوص اسکنر ها ، آشنایی دارین باهاشون؟

بله وقتی که میخوایم از قالب اسکن بگیریم

چه فرقی دارن؟

قابلیت اسکن پذیری بیشتری داره. ولی په نظر من اگر مواد قالب گیری خاصیت اسکن داشته باشند زیاد فاییده نداره.

رابطتون با دانشجو ها چطوره؟

این رو باید از دانشجوها پرسید. ولی فکر کنم یکم بد اخلاق باشم ولی در مجموع آدم منضبطی هستم و فک میکنم یکم دیسیپلین لازمه. خودم زمانی که دانشجو بودم بعضی وقتا میگفتم اساتیدی که سخت گیرن چرا اینجوری میکنند … ولی وقتی که جات عوض میشه واسه اینکه بعضی جا ها مجبوری مدیریت کنی چون واقا بعضی وقت ها شل گرفتن باعث میشه  اون دانشجو ضرر کنه.و در مجموع جزو اساتیدی هستم که نسبتا سخت میگیرم. در هر حال همه مراحل رو خودم گذروندم. شاید هم نظرم چند سال دیگه نظرم عوض بشه مانند بسیاری از اساتید سابقم. و همین کسب تجربه و کمک کننده است.

دیسیپلین در نهایت در هر زمینه ای آزادی بیشتری میاره موافقین؟

صد در صد. وقتی نظم داشته باشیم آزادی روح و روان داریم. اگر انسان نظم نداشته باشد ممکنه اوایل خوب باشد ولی به مرور باعث از هم گسیختگی و تشویش میشود.

با لابراتوارا رابطتون چه طوره؟

فکر کنم خیلی خوب باشه. احترام متقابله.وهیچ گونه برتری شغلی وجود نداره و همه ی ما انسانیم و هر کدام شغلی را انتخاب کردیم و هیچ وقت موافق نگاه بالا به پایین نبودم بخاطر همین سعی میکنم همیشه احترام زیادی قائل بشم براشون. چون واقعا کار سختی دارند.

 مشکلات در حوضه ی آموزش برای دانشجویان دوره ی دندانپزشکی؟

کمیت زیاد شده و کیفیت اومده پایین. ورودی بسیار زیاد داریم. و همه طوری فارغ التحصیل میشن. دیر یا زود. با افزایش ورودی ها کیفیت پایین اومده.

از طرفی شغل ما داره به سمت اشباع شدن میره اون موقع تخصص کم تر بود الان میبیند که عمومی اشباه شده میرن تخصص و الان به نظر من تخصصم هم در حال اشباه شدنه. همون بلایی که سر پزشکی اومده سر دندانپزشکی هم اومده.

رابطه آموزش و پژوهش به نظر شما؟

به نظر من لزوم ندارند که همزمان همه چی با هم باشه ولی خب تقریبا در هر آموزشی ما نیازمند پژوهش تو اون زمینه هم هستیم اگر از دیدگاه دانشجوها نگاه کنیم که آره هم باید یادگیری داشته باشند هم خودشون دنبال مقالات و مطالعات روز بروند.از نظر اساتید اگر نگاه کنید الان محور ارزش یابی اساتید فقط پژوهش است. حالا باز یک مقداری دارند به سمت آموزش میروند ولی خیلی کم. در صورتی که در خارج از کشور تا جایی که من اطلاع دارم اساتیدی داریم که ممکنه در آموزش خیلی خوب باشند ولی پژوهش نه یا برعکس. این چیزی که من دارم تجربه میکنم به نظر من آموزش و پژوهش برای اساتید همزمان با هم در سطح بالا امکان پذیر نیست چون وقتی میریم سمت پژوهش مجبوریم از آموزش داشجو ها یک مقدار فاصله بگیری.

به نظرم این رویه باید یک مقدار تصحیح بشه و اساتید فیلد کاریشون تقریبا مشخص بشه که یکی میخواد بره فیلد پژوهشی یکی فیلد آموزشی. و ارزش یابی اساتید بصورت کلی باشد. ولی در کار ما پژوهش و آپدیت بودن خیلی خیلی مهمه و باید بدونیم هر روز که میگذره یک چیز جدیدی میاد. کتاب ها هم نمی توانند خیلی کمک کنند،کتاب فقط بیسیک کار را  به ما نشون میده و چیزهای بنیادی رو.کتاب تا بیاد بیرون چهار پنج سال گذشته است و ممکنه در مقالات جدید برخی مطالبش رد شده باشه بنابراین باید سعی کنیم با مقالات به روز باشیم.

مرز های عملکرد رو چطور میشکنین؟

دیسیپلین و برنامه ای که باید داشته باشی برای آینده ات و این که چند بعدی باشی،اینکه آدم فقط به یک مسئله بپردازه خوب نیست.

با این جمله موافقین: زندگی آدم مثل یک چرخ است یک طرفش کاره یک طرفش خانواده  یک طرف تفریحات و … هر طرفی که بیشتر بشه دیگه اون چرخه دایره نخواهد بود بلکه حالت بیضی پیدا می کنه و در چرخیدن به مشکل بر میخوره

دقیقا همینطوره ولی باید یک جوری سعی کرد که تقارنه رو حفظش کرد، یک طوری هر دو رو با هم هندلش کرد.

اکثر افرادی که تاثیری در تاریخ گذاشتن اون تقارن رو به هم زدن! مثلا انیشتن خانواده اش رو نادیده گرفت

اگر یک سری نوابغ رو در نظر نگیریم ما ها افراد عادی جامعه هستیم و باید به خانواد هم برسیم. نمیتونیم تمام زندگیمون رو برای کار بذاریم. با اینکه درآمد مهمه ولی برای خانواده، ورزش و … هم باید وقت گذاشت. اینکه از اول صبح دنبال فقط کار و تحقیقات باشم به روحیه من سازگار نیست. چون در روابط اجتماعی به مشکل بر میخوریم.

دوتا کتاب دندانپزشکی اگه بخواین معرفی کنین؟

کتاب داوسون در خصوص اکلوژن و کیس های درمانی بیماران سایش یافته کتاب خوبیه ولی باز میگم نباید به کتاب ها صد در صد متکی بود. هر چیزی که داخل کتاب میبینید باید ببینید که مسائل روزش چیه بخاطر همین دو تا معرفی نمی کنم.

همه رو باید خوند ولی به هیچ کدوم نباید دل بست ، میتونی از چند تا کتاب چند تا کانسبت در مورد یک مسئله پیدا کنی بعد بری جستجو کنی ببینی کدام کانسبت از نظر شما درست تره. آنالیزش کنی و همون رو تحت نظر قرار بدی. تمام اساتیدی که خیلی قبولشون داشتم هم به همین روش عمل می کردند.

کتاب غیر دندانپزشکی؟

صد سال تنهایی گابریل گارسیا مارکز. البته خیلی وقته که کتاب غیر دندانپزشکی نخوندم.

رابطتون با ورزش چطوره؟

خیلی خوبه. قبلا که فوتبال رو حرفه ای دنبال می کردم  و عضو تیم منتخب شهرستان و استان بودم .اما به دلیل سه سال رزیدنتیم کاملا فاصله گرفتم چون اینکه رشته پروتز خیلی خیلی رزیدنتی سختی داره که حالا خداروشکر تونستیم اون مرحله رو بگذرونیم. و الان چهار روز در هفته رو ورزش بدنسازی میکنم. یک زمان با همکاران میرفتیم فوتبال ولی کم کم مصدومین زیاد شدند!

رابطتون با موسیقی چطوره؟

خیلی دوست دارم ولی وقت نکردم یادبگیرم. همیشه یکی از آرزوهام این بود که یک سازی رو یاد بگیرم و هنوز هم جزو برنامه هام هست اگه پیر نشیم!

غذای مورد علاقتون؟

هرچی که توش گوشت باشه. علی الخصوص استیک